مختصري از وصيت نامه بسيجي شهيد هادي محمدزاده:

دست ازتن و تن زسرجدابايدرفت
دردشت بلا بهربقابايدرفت
من با آگاهي کامل وارد بسيج شده ام، چون مي دانم بسيج مدرسه ي عشق به لقاءالله است، مي توان در آنجا خودسازي کرد، پا به جبهه هاي نبرد گذاشت وجهاد را که يک فريضه الهي است انجام داده و مي دانم که ميدان جنگ لحظات مرگ و زندگي است. بارالها من نمي خواهم که در بستر بميرم ميروم تاهمچومردان خدادردل سنگربميرم و من مي دانم که به شهادت مي رسم. پروردگارا!
تو مي داني من اين راهي که در پيش گرفته ام، آرامش دلم رضاي توست و آرزوي ديرينه ام، لقاء تو. با جامه ي خونين به سفر خواهم رفت با هديه جان سوي سفر خواهم رفت
با پيکرصدپاره به شب خواهم زد سيمرغ صفت سوي خطر خواهم رفت
مادر و پدرم، هنگامي که خبر شهادت برادرم، ابوالقاسم را آوردند؛ گفته بوديد که «خدايا! فرزندان ديگري نيز دارم، همه شان را فداي تو خواهم کرد». توصيه مي کنم همه را به تقواي الهي و نظم در کار ها و دوري از اختلافات توصيه کنيد.

|